آخرین اخبار

» استان » گذری بر زندگی میرزا حسین خان بلوکی

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۱۲ - ۱۳:۱۵

 کد خبر: 10952
 36 بازدید

گذری بر زندگی میرزا حسین خان بلوکی

(میرزاحسین خان بلوکی فرزنداقاغلامحسین که درحدود سالهای ۱۳۰۰تا ۱۳۱۷ به عنوان یکی از موثرترین چهره های بلوک بود و چندین سال منطقه بلوک را به اجاره خود گرفت .زندگی این شخصیت بزرگ علیرغم تاثیرگذاریش متاسفانه در هاله ای از ابهام است که ما در دوبخش سعی در معرفی او داریم . در بخشهای از زندگی میرزاحسین به برخی وقایع و درگیری اشاره میشود که در ان صرفا سعی دربیان واقعه تاریخی شده و هدف تخریب فرد یا طایفه ای خاصی درآن نمیباشد. )
قسمتهای از متن در حال ویرایش میباشد.

روزهای خوشی بود و ایلخان به عادت معمول در دشتی وسیع چادر برپا کرده بود و کلانتران و بزرگان ایل نزد او می آمدند،شیخ عبدالرسول که حامل پیام پدر بود به چادر ایلخان رفت در حالیکه میرزاحسین در کنار او بود.
حدودهای ظهر بود که گفتگوهای ابتدایی میان شیخ عبدالرسول و صولت الدوله پایان یافت، بوی کباب و نان تازه در فضا پیچیده بود؛ ایلخان میخواست توان رزمی دلاوران گرمسیری را بسنجد ،نشانه ای در دوردست ترین نقاط گذاشته شد تا کلانتران وتیراندازان قشقایی هم مشقی کنند،اما این دوری هدفها این بار برای افراد ایل مایه تعجب بود که چرا اینقدر دور i هدف صولت الدوله از این کار چیست؟ خان قشقایی چه هدفی دارد؟
تیراندازان اهداف را دقیق نشانه میگرفتند ولی تیر یک به یکشان به خطا میرفت . شیخ عبدالرسول که هدف ایلخان را میدانست، عرق بر پیشانی اش جمع شده بود، او باید مرد جنگ و سیاست باشد این اقتضای قدرت آن روزها بود. یاس بر شیخ عبدالرسول سایه افکنده بود تا اینکه حسین بر پشت شیخ ضربه ای زد و گفت نگران نباش، این کار, کار من است.


میرزاحسین مسلط از جای برخواست و به جایگاه مخصوص رسید ،برنو را گرفت و هدف را نشان گرفت ؛وقتی که خورشید در میان سنگ نشانه درخشید ؛تیر را شلیک کرد ؛سنگ چندپاره شد.
صولت الدوله در حالیکه دست میزد به سمت میرزاحسین آمد و گفت احسنت، بارک الله بر تو ای شیرمرد, اسمت چیه بزرگزاده؟
میرزاحسین ،
احسنت میرزاحسین خان بلوک باشی
و اینگونه بود که میرزاحسین که از اهالی بلوک بود لقب بلوک باشی را از صولت الدوله قشقایی گرفت.

نیاکان میرزاحسین از کرمانشاه تابلوک

ایل زنگنه یکی از بزرگترین ایلات کرد است که محل زندگی آنها بین کرمانشاه و مرز عراق بوده است. در زمان نادرشاه افشار بسیاری از نفرات این ایل که در دربار صفوی جایگاهی داشتند مورد غضب شاه قرار گرفته و به مکان های دور تبعید گردیدند.

در این بین بابا ذوالفقار ۱، نیای بزرگ میرزاحسین خان بلوکی که در ایل زنگنه به عالی گویی یا عالی جویی معروف بود به دشتستان تبعیدگردید.
شغل اکثر نفرات این ایل دامداری بود،باباذوالفقار نیز بواسطه دامدار بودن منطقه بلوک شهرستان دشتستان را بخاطر دارابودن آب و هوای معتدل و علفزارهای خوب و مرغوب به عنوان منطقه ییلاق نشین برمی گزیند و فصل بهار و تابستان را در حوالی خون و پاییز و زمستان را در حوالی برازجان میگذرانید تا اینکه رفته رفته در حوالی روستای خون اقامت دائم برمیگزیند و سعی میکند قنات، چاه ها و باغات باقیمانده از افشارها را در این منطقه بازسازی کند.

روحیه برگشت به زادگاه خود(منطقه قبل از تبعید) تا دوره اسدال(۲ )همچنان در این مهاجرین دیده میشد اما بروز مشکلات و شرایط به گونه ای پیش رفت که آنان به ناچار میبایست منطقه دهرود – پوسکان را وطن نهایی خود برگزینند
در سیر زندگی اجداد میرزاحسین خان بلوکی ,زمان و علت مهاجرت نیاکانان او از خون به دهرود یا پوستکان مشخص نیست اما به قدر مسلم آقاغلامحسین کسی بوده که در کنار آزاداقا (۳)در جابجایی دهرود از کنار رودخانه بزرگ به محل کنونی نقش مسلم داشته است.

تولد میرزاحسین

میرزا حسین فرزند اول آقاغلامحسین در حدود سالهای ۱۲۵۰ در جوی پرتنش در دهرود دیده به جهان گشود. به گفته معتمدان و ریش سفید محل، میرزاحسین در کِنار تُل بهزادآقا(۴) در دهرود قدیم متولد گردید و به علت رشادت و مهارت وی در تیراندازی و سوارکاری به وی لقب میرزاحسین خان بلوکی داده شد .فرزندان دیگر آقاغلامحسین بنام های میرزامحمدعلی و زینب بود.

دوره اقا غلامحسین را باید دوره نزاع های بزرگ و خونین نام نهاد ،هرچند این اختلافات از دوره های قبل آغاز گردیده بود اما نزاع با برخی تیره های صفی خانی(۵) در دوره آقاغلامحسین و آزاداقا به اوج خود میرسد.

در آن سالها تنش بین اهالی محل و عشایر شدت گرفته بود ،تا اینکه بنا به روایتی در یکی از آن روزها جمعه که در حال خروج از روستا بوده توسط چند تن از عشایر در بیرون از روستا مورد غارت و چپاول قرار میگیرد ,این حادثه شعله درگیری های بین ساکنین دهرود و عشایر راشدت می دهد ، اهالی روستا به طرفداری از جمعه و با هدف پس گیری اموال غارت شده به پا میخیزند که منجر به کشته شدن چندین نفر از طرفین و بخصوص برادر آغلامحسین بنام آمحمد باقر می گردد .

قبرهای قدیم دهرود

دراثر این درگیری ها چندین تن از هم رزمان نزدیک آغلامحسین همانند پسر مراد چپ و آمحمدباقر (برادر آغلامحسین) در نزدیکی تل کِمرک( تُل روبروی پمپ بنزین دهرودسفلی) کشته میشوند.
باکشته شدن آقامحمدباقر، آقاغلامحسین از داغ هجر او به بوشکان نزد اقوام و خویشان پدری خود نقل مکان میکند، باور این موضوع برای آقاغلامحسین و خانواده سخت بود تااینکه آقا غلامحسین از شدت ناراحتی در بوشکان جان میسپارد، این آغاز دوران سختی برای میرزاحسین وبرادرش میرزامحمدعلی بود.
دراین دوران آزادآقا و فرزندانش که از وضعیت ناامن دهرود به ستوه آمده بودندنیز به تنگ زرد مهاجرت نمودند.

جوانی میزراحسین خان
میرزاحسین که کودکی باهوش و با استعداد بود از محضر برخی معلمین و قاریان که از جانب فراشبند وکوهمره به این منطقه می آمدند تلمذ نمود، تا بواسطه سواد خود را به جهان واقعی پیوند دهد.
میرزامحمدعلی و میرزاحسین در کنار پدر چند سال نوجوانی را در آرامی گذراندن اما این آرامش کوتاه بود چرا که آتش اختلافات میان عشایر صفی خانی و ساکنین دهرود دوران پرتلاطمی را برای منطقه ایجادکرده بود. غارت ؛دزدی ، قتل وناامنی چهره معمول اواخر دوره قاجاراست که به علت ضعف دولت مرکز کشور را دریک هرج ومرج فروبرده بود و کسانی برنده این میدانها بودند که قدرت نظامی برتری داشته باشند.
. اما دوره جوانی میرزاحسین در هاله ای ازابهام قراردارد وچندان اطلاعاتی از جزئیات این دوره در دست نیست، اما قطعا او عزم خود را برای جبران فقدان پدر و برگشت به دوران شکوه و شکست عشایر صفی خانی و نجات مردم بلوک از دست عشایر جزم کرده است.

در این برهه تاریخی، اهالی دهرود جدید(۶) که در کنار تپه بزرگ مستقر شده بودند ,قشلاق ها نیزدرحال انتقال ازطایفه صفی خانی به دوقزلوها بود. طوایف صفی خانی که خود را درگیر جنگ و خونریزی در سراسربلوک از ارغون تا دهرود وبوشکان می دیدند واز سوی دیگر شاهد آتش گرفتن قشلاق های خود توسط اهالی دهرود بود چاره ای جز فروش مراتع و ترک منطقه نداشتند و به ناچار تصمیم به ترک منطقه گرفتند.
با ورود دوقزلوها به منطقه تنش میان ساکنین و عشایر کاهش یافت اما در برخی مناطق کماکان بر سر مرزها اختلافاتی وجود دارد.

دهرود این روستا به زیرمجموعه کل شیرعلی تبدیل شد.کل شیرعلی که دراین خلا برکل منطقه تسلط یافته بود از سوی خان دشتی جهت پرداخت مالیات مورد فشار قرارگرفت .عدم تمکین کل شیرعلی از جمال خان دشتی در پرداخت مطلوب مالیات که جمال خان انرا توهین به خود میدانست باعث قشون کشی جمال خان به بلوک پوسکان شدکه بنا به برخی روایات جمال خان در این حمله دهرود وتنگ ارم را به اتش میکشاند.
میرزاحسین در این دوران پرتنش سعی میکندخود را کم کم به معادلات قدرت واردکند وجای خالی پدر را پرکند.

ازدواج میرزاحسین:
میرزاحسین در حدود ۱۸ سالگی با دختر مرحوم حاج آقاکوچک بنام حاج بی بی ازدواج میکند که حاصل آن ازدواج ۶ فرزندبه نام های غلامحسین، فرج، سیروس و داریوش و ۲ دختر بنام های پری(مادر منوچهراتشی) و شرف بود.
دومین ازدواج میرزاحسین خان با دختر آقامحمدعلی خواهر آقاحسینقلی تنگ ارمی بوده که حاصل آن ازدواج دختری بود که در خردسالی فوت میکند.
سومین ازدواج میرزاحسین خان با دختر حسنعلی که اصالتا تنگستانی بوده ودر کلمه ساکن بوده است میباشد که بعد از مرگ میرزاحسین به خانه پدر برگشته و سپس با فرد دیگری ازدواج میکند.

حاج میرزاعبدالحسین بلوکی-محمدپیکری

حاج میرزاعبدالحسین بلوکی- مرحوم ایوض رستمی

مرحوم داریوش بلوکی فرزند میرزاحسین

حیدربلوکی

تهیه ونگارش : مجتبی مجری فرد و محمدپیکری
منابع محلی:
حاج عبدالحسین بلوکی
حاج مصطفی زارعی
حیدربلوکی
حسین رستمی فرزند ایوض
مرحوم حاج یداله مجری فرد
مرحوم حاج سهراب رستمی
کربلایی حسین پیکری
سیدنوشادحسینی
فاطمه گلزاری

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

۱- باباذوالفقار نیای میرزاحسین خان بلوکی بود که در هنگام تبعید به منطقه بلوک سرپرستی شاخه عالی جویی را برعهده داشت.
۲- ترتیب نسب نامه میرزاحسین خان بلوکی۱حاج نریمان۲اقاسلطان۳ باباذوالفقار۴ نورمحمد۵-اسداله۶-خورشید۷-اقاغلامعلی۸- اقاغلامحسین۹/ میرزاحسین
۳-زنگنه های تبعید به بلوک به چند شاخه تقسیم می شدند که ازجمله میرزاشاهی و عالی جویی از گروه غالب بودند.میرزاشاهی ها از طبقات دیوانسالار زنگنه در دربار صفوی بودند که با روی کار امدند نادر افشار انان به منطقه بلوک تبعید شدند.ازاد اقا از نوادگان حاج منوچهر زنگنه بود که تملک اولیه منطقه بلوک توسط نادرشاه به او واگذار شد. ازاداقااز اخرین سرپرست دهرود قدیم در دهرود قدیم در کنار رودخانه شرق دهرود بوده است.
۴- تل بهزاداقا بازمانده خانه مسکونی بهزاداقاجد ازاد اقا بوده است که نماد دهرود قدیم وپوستکان واقع در شرق دهرود است.
۵/ طایفه صفیخانی از طوایف بزرگ قشقایی در جنوب کشور است که حدود۱۸۰سال پیش در مراتع منطقه بلوک جایگزین طوایف سرخه وقراچه شدند. روابط عشایر صفی خانی با ساکنین بلوک وازجمله زنگنه ها متغییر بود که دورانی از ثبات تا درگیری معمول بود. این تخاصم ها به علت دامدار بودن دو طرف و معدود بودن مراتع در سالهای خشکسالی شدت می یافت. تیره های خنجرلو در دهرود و قی لو در پرگانک از جمله طوایف باقیمانده این عشایر هستند که همیشه روابط حسنه ای با بومیان وساکنین این منطقه داشتند.
۶- دهرودقدیم در کناره شرقی رودخانه بزرگ دهرود به شکل نواره ای از باغ صالح تا قلعه محمدخانی امتداد داشت.در حدود ۱۴۰ سال پیش وهمزمان باقتل محمدخان دشتی ،ساکنین دهرود قدیم به میانه دشت ومحل جدید مهاجرت کردند.
۷-آقا لقبی است که در طوایف واقوام لر وزنگنه برای بزرگان خود به کاربرده میشود

 

منبع: پوسکان


برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , ,
دسته بندی : استان , تاریخ
تازه ترین های سایت مطالب بیشتر

ارسال دیدگاه