آخرین اخبار

» اسلاید اصلی » مخترعان بدشانسی که به دست اختراعات خودشان کشته شدند

تاریخ انتشار : 2017/11/13 - 7:50

مخترعان بدشانسی که به دست اختراعات خودشان کشته شدند

مخترعان بدشانسی که به دست اختراعات خودشان کشته شدند

همه ما روزهای سختی در محل کار خود داشته ایم و روزهایی که ناگهان همه چیز خراب شده است را به چشم دیده ایم. این چنین روزهایی اوضاع خراب می شود و خرابی آن ها تمامی ندارد. در این گونه موارد هیچ گزینه ای برای مبارزه ندارید و فقط باید صبر کنید که این روزهای بد به پایان برسند. اما اگر یک مخترع باشید شرایط برای شما متفاوت خواهد بود زیرا باید درهای علم را با خلاقیت باز کرده و رازهای جدیدی را رمزگشایی نمایید. اما وقتی که شرایط برای مخترعان بر وفق مراد نباشد این موضوع واقعاً غیرقابل تحمل خواهد بود. بدترین اتفاق زمانی رخ می دهد که یک مخترع در اثر حادثه یا هر چیز دیگری توسط اختراع خود کشته شود.

۱-توماس میجلی جونیور


توماس میجلی جونیور یک شیمیدان بود که بسیاری از مسائل و مشکلات خودروهای اولیه را هنگامی که برای شرکت جنرال موتورز کار می کرد حل نمود که یکی از آن ها ضربه زدن موتور بود. وی در نهایت برای حل این مشکل یه این نتیجه رسید که باید مواد خاصی را به بنزین اضافه کند تا موتور صدای تق تق ندهد. وی همچنین بنزین سرب دار و کلوروفلوئوروکربن ها را به دنیا معرفی کرد که سهم زیادی در تخریب لایه اوزون و در نهایت زندگی بشری داشتند. در سال های پایانی عمرش وی به دلیل بیماری کاملاً فلج شده بود بدین ترتیب وی وسیله ی خاصی ساخته بود که با استفاده از آن می توانست از تخت بلند شده و خود را به ویلچرش برساند. روزی از روزها وی مثل همیشه می خواست خودش را به ویلچرش برساند اما دستگاهی که ساخته بود به جای بلند کردنش او را خفه کرد.

۲- سابین آرنولد وون سوچوکی


سابین آرنولد وون سوچوکی با این اسم عجیب و غریبش مخترع سرشناسی بود که نوع خاصی از رنگ تیره اختراع کرده بود که آن را «Undark» نام گذاشت. وی مدیر کارخانه ای بود که روزانه تعداد زیادی صفحه ساعت تولید می کرد. بعد از مدتی کارگران او یکی پس از دیگری می مردند زیرا در رنگ اختراعی او مواد رادیواکتیو وجود داشت که بسیار مرگبار بود. علی رغم این که شکایتی توسط کارگران زنده مانده علیه او به ثبت رسید اما این نوع از صفحات ساعت از سال ۱۹۲۸ تا پایان جنگ جهانی دوم همچنان تولید می شدند.

این زمان بود که خطرات مواد رادیواکتیو بیشتر و بهتر از گذشته درک شد. مطالعات مربوط به آلودگی زدایی در کارخانه متعلق به سوچوکی در سال ۱۹۸۳ آغاز به کار کرد و این مرکز تا سال ۲۰۱۶ به طور کلی پاکسازی شد. اما سوچوکی خود در سال ۱۹۲۸ در اثر مسموم شدن با مواد رادیواکتیو درگذشت. بدون شک ساعت مرگ او روی یکی از همان صفحات ساخت کارخانه ی خودش ثبت شده بود.

۳- هنری وینستنلی


هنری وینستنلی ساختاری را اختراع کرد که جان هزاران نفر را نجات داد: فانوس دریایی دور از ساحل که اولین نمونه از آن در سال ۱۹۶۸ ساخته شد و در آن ۵۰ شمع به کار رفته بود که توسط خود وینستنلی روشن می شدند. بدین ترتیب دیگر گم شدن در دریاهای انگلستان به امری تقریباً مخال تبدیل شده بود. اما به نظر شما چطور یک فانوس دریایی می تواند باعث قتل کسی شود؟ در واقع وینستنلی شبی که بعدها به شب «طوفان بزرگ» مشهور شد را برای تعمیر ساخته ی خود انتخاب کرد و در کمال ناباوری فانوس دریایی نیز همین شب را برای خراب شدن روی سر سازنده خود انتخاب نمود.

۴- فرد دوسنبرگ


شهرت آلمان به خاطر تولید خودروهای محکم و قدرتمند با برادران دوسنبرگ، فرد و آگوست، آغاز شد. این دو اولین خودروی خود را در سال ۱۹۰۴ ساخته و کمپانی دوسنبرگ موتور را در سال ۱۹۱۳ در آیووا راه اندازی کردند. در اوایل دهه ی ۱۹۲۰، خودروهای دوسنبرگ همه ی رقبا را پشت سر گذاشته و در دهه ی بعد خودروهای لوکس آن ها بسیار مشهور و پرطرفدار شده بودند. مرگ فرد دوسنبرگ تا حدودی قابل پیش بینی بود زیرا وی عادت داشت که یکی از خودروهای ساخت خود را با سرعتی زیاد در یک جاده کوهستانی براند و در یکی از این روزها خودرو او چپ کرده و ستون فقرات فرد به سختی آسیب دید. اگر چه در ابتدا گمان می رفت که وی به سرعت خوب خواهد شد اما مشکلاتی پیش آمد و در نهایت وی به دلیل ذات الریه درگذشت.

۵- پریلوس اهل آتن


پریلوس آتنی مردی در یونان باستان بود که در مورد جنایت دیدگاه بسیار تندی داشت. وی بر این باور بود که یک روش دردناک و بسیار وحشتناک برای اعدام خلافکاران می تواند دیگر شهروندان را از دور زدن و نادیده گرفتن قانون باز دارد، از این رو دستگاهی برای اعدام دردناک این افراد ساخت: گاو برنجی. این وسیله در واقع مجسمه ای به شکل گاو بود که از جنس برنز ساخته شده که یک نفر یا تعدادی از افراد خلافکار رادر درون آن انداخته و زیر آن آتش زده می شد.

در حالی که این خلافکاران نگون بخت زنده زنده کباب می شدند دود ناشی از آن و زجه های آن ها از دهان و بینی گاو به بیرون منتقل می شد. وی اختراع خود را به یک نجیب زاده سیسیلی به نام فالاریس معرفی کرد و او نیز از پریلوس خواست که وارد شکم گاو شده و نحوه ی کار آن را به او نشان دهد. وقتی که وی از طریق در روی شکم گاو وارد آن شد، همراهان فالاریس در را بسته و زیر شکم گاو آتشی روشن کردند و بدین ترتیب وی با نحوه ی کار این وسیله ی اعدام به شیوه ای معتبر و واقعی آشنا شد!

۶- ویلیام نلسون


در اکتبر سال ۱۹۰۳، ویلیام نلسون ۲۴ ساله، یک مهندس شاغل در کمپانی جنرال الکتریک برنامه ریزی کرد که اختراعش را برای اولین بار در معرض دید عموم قرار دهد. در واقع اختراع وی موتوری بود که به یک دوچرخه معمولی وصل می شد و این اختراع جدید به دوچرخه سواران این امید را می داد که بزودی با سرعت و راحتی بیشتری به سفرهای جاده ای بروند. اما برخلاف آرزوهای وی این روز خیلی زود به یک روز وحشتناک تبدیل شد. مهندس جوان در حال پایین رفتن از یک تپه با اختراع خود سرعت زیادی داشت و بدین ترتیب از روی دوچرخه پرت شده و بدنش خرد شد.

۷- مایکل داکری


در سال ۲۰۰۴، مایکل داکری از تاکسی پرنده هشت سرنشینه خود که از دو موتور جت استفاده می کرد رونمایی کرد و بر این باور بود که اختراعش سفر هوایی را متحول خواهد ساخت. این خودرو طوری طراحی شده بود که به فضای بسیار کمی برای بلند شدن و فرود آمدن نیاز داشت و بدین ترتیب در صورت موفقیت آزمایشات اولیه به نظر می رسید که خیلی زود آسمان از این خودرو پر شود. با این وجود امنیت بسیار مهم تر از دیگر فاکتورها بوده و بعد از طی کردن آزمایشات متعدد اولین نمونه از این خودرو در سال ۲۰۰۹ برای آزمایش میدانی آماده شد. در حالی که دوکری سوار بر این خودرو بود، اختراع او به ارتفاع ۶۵۰ پایی رسید اما بزودی کنترل آن از دست راننده/خلبان نگون بخت خارج شده و با زمین برخورد کرد. بدین ترتیب خودرو هوایی جدید همراه با راننده و مخترعش در آتش سوخته و رویای تاکسی های پرنده دستکم برای مدتی فراموش شد.

۸- هنری اسمولینسکی


در کمال ناباوری ساخت اولین نمونه از خودروهای پرنده به سال ۱۹۱۷ باز می گردد. اما در دهه ی ۱۹۷۰، روی یک فورد پینتو دو بال ساده و یک پروانه بسیار بزرگ نصب شد و در هنگام آزمایش میدانی به محض بلند شدن سقوط کرد. مخترع این خودرو که هنری اسمولینسکی نام داشت همراه با شریکش هال بلیک بارها ای خودرو را در محوطه ی کارگاهی خصوصی خود با موفقیت به پرواز درآورده بودند اما یک اشکال در طراحی را نادیده گرفته بودند.

این خودرو طوری طراحی شده بود که در روی زمین بال های آن از بدنه جدا می شدند اما ناگهان این دو بال در هوا نیز هوس باز شدن از بدنه را کردند. بدین ترتیب این مخترعان نگون بخت ناگهان خود را سوار بر یک خودرو پینتو در هوا بدون بال یافتند و در برخورد با زمین و انفجار هر دو آن ها کشته شدند.

۹- والرین آباکوفسکی


وصل کردن موتور هواپیما به وسایلی که چرخ داشتند سابقه ای طولانی داشته است. والرین آباکوفسکی که راننده ی سازمان امنیت ملی ولادیمیر لنین بود روابط بسیار خوبی با افسران بلند مرتبه روسی داشت. وی از این روابط خود برای توسعه ی ایده ی خود در ساخت یک واگن هوایی استفاده کرد که در واقع قطاری بود که با استفاده از پروانه نیروی لازم برای پیش بردنش تولید می شد. اما در نهایت باعث وقوع فجایع متعددی شد.

وی موفق شد تعدای از افسران بلند مرتبه را برای سوار شدن به واگن مرگ خود راضی کند تا اولین سفر آزمایشی را با اختراع جدید او انجام دهند. این خودرو در نهایت علی رغم تکان های شدید و تا دم مرگ بردن سرنشینانش توانست مسافت ۱۲۱ مایلی بین مسکو و شهر تولا را بپیماید اما در مسیر برگشت به دلیل سرعت بسیار بالا و نقص در طراحی از ریل خارج شد و باعث مرگ مخترع و تعداد دیگری از سرنشینان گردید.

۱۰- لوییس اسلوتین


لوییس اسلوتین در ساخت اولین بمب اتمی مشارکت داشت و به عنوان کارشناس خبره و بی همتای کار با مقادیر خطرناک پلوتونیوم شناخته می شد. در می سال ۱۹۴۶، وی برنامه ای ترتیب داد که هسته ی بمب اتمی را به مرز خطر انفجار برساند و نام این نمایش را «قلقلک دادن دم اژدها» نامید. وی این کار را با پوشیدن عینک هایی تیره و در حالی که سیگار می کشید انجام داد. شاهدان نوری آبی رنگ و شدید را دیدند که نشان دهنده ی این بود که مقداری تشعشع هسته ای آزاد شده است. تمامی این افراد بلافاصله برای ارزیابی پزشکی به بیمارستان منتقل شدند و بزودی مشخص شد که آسیب مرگباری به اسلوتین رسیده است.

تمام بدن او در واقع چهار برابر مقدار کشنده تشعشع رادیو اکتیو دریافت کرده بود و بدین ترتیب تمامی ارگان های درونی بدن او به سرعت شروع به از کار افتادن کردند. وی نه روز بعد درگذشت و به همه یادآوری کرد که قلقلک دادن دم اژدها عواقبی نیز در پی خواهد داشت.

 


 

 

شاید برایتان سخت باشد که فکر کنید روزگاری حتی ساده ترین لوازم امروزی هنوز اختراع نشده بودند. برای مثال خودروها، موتورسیکلت ها و هواپیماها کمی بیش از یک قرن پیش اختراع شده اند و قبل از آن بشر چنین چیزهایی را شاید تنها در تصورات خود می دیده است. بدین ترتیب این همه امکانات و پیشرفت هایی که زندگی امروزی ما بدون استفاده از آن ها امکان پذیر نیست توسط مخترعانی که شبانه روز تلاش کرده اند ساخته شده اند.

این افراد مشقت ها و زحمات بسیاری برای ساخت این وسایل کشیده اند و سال ها برای رسیدن به هدفشان تلاش کرده اند. بسیاری از آن ها در مواردی ناامید شده و برخی دیگر نیز به شدت آسیب دیده اند. اما از همه غم انگیزتر داستان مخترعانی است که در راه علم توسط اختراع خود کشته شده اند. در قسمت اول این مطلب شما را با تعدادی از این مخترعان نگون بخت آشنا کردیم و در ادامه قصد داریم تعداد دیگری از آن ها را به شما معرفی نماییم.

۱۱- کوپر فیپس کولز

کوپر فیپس کولز یکی از فرماندهان نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا و قهرمان جنگ کریمه بود که در طراحی اسلحه و کشتی جنگی مهارت خاصی داشت. یکی از آخرین طراحی های او که پروانه ثبت اختراع آن را در ۱۸۵۹ بدست آورده بود یک توپ بسیار بزرگ با برجکی گردان و قدرت آتشی بسیار مهببی بود. وی موفق شد که اختراع خود را بر روی چندین کشتی جنگی نصب کند. اما وی نمی دانست که با توجه به قوس فراوان آتش توپش،شرایط آن طوری است که باید فاصله ی زیادی با سطح آب داشته باشد. در نتیجه برخلاف دفعات قبل که از سازندگان کشتی برای نصب توپ جدید مشاروه گرفته بود این بار خود رأساً و بدون کمک کسی سعی در نصب آن گرفت و ملاحظات دیگر کشتی سازان را فراموش کرده بدین ترتیب با اولین شلیک توپ منفجر شده و مخترعش را نیز به کام مرگ فرستاد.

۱۲- هوراس هانلی

هوراس هانلی که مهندسی چیره دست و یکی از سربازان کنفدراسیون در جنگ های داخلی ایالات متحده بود در سال ۱۸۶۲ یک زیردریایی اولیه ساخته بود که نام آن را «پیشتاز» گذاشت و در اختیار نیروهای شمالی قرار داد. اما زیردریایی او زمانی که نیروهای متحد وارد منطقه شدند توسط نیروهای کنفدراسیون تخریب شد تا آن ها نتوانند به تکنولوژی ساخت آن دست پیدا کنند. هانلی یک مدل دیگر ساخت که بلافاصله در دریا غرق شد. اما هانلی ناامید نشده و یک مدل دیگر ساخت و بعد از آزمایشات فراوان آن را برای عملیات با هشت خدمه آماده نمود. از این افراد ۵ نفرشان به دلیل وارد شدن آب به درون زیردریایی در لنگرگاه غرق شدند.

چند ماه بعد، بعد از این که زیردریایی غرق شده به سطح آب بازگردانده شد، هانلی هشت مرد دیگر را برای تستی ساده سوار زیردریایی خود کرد و خود نیز با آن ها همراه شد. اما این بار دیگر کسی نجات پیدا نکرد، حتی خود هانلی. برای چند هفته نیز هیچ نشانی از زیردریایی پیدا نشد. اما نیروهای کنفدراسیون در نهای آن را یافته و نام مخترعش را بر روی آن گذاشتند. در اولین ماموریت، این زیردریایی توانست با یک اژدر کشتی جنگی یو اس اس هوساتونیک را هدف قرار دهد که باعث نابودی آن و کشته شدن ۵ نفر از ۱۵۵ خدمه ی این کشتی بزرگ گردید. اما این زیردریایی یک بار دیگر نیز غرق شده و تمامی سرنشینانش را به کشتن داد. بدین ترتیب زیردریایی هانلی بسیار بیشتر از نیروهای دشمن، نیروهای خودی را به کام مرگ فرستاد.

۱۳- الکساندر بوگدانف

الکساندر بوگدانف بر این باور بود که با گرفتن خون به صورت تصادفی از افراد به قدرتی فراانسانی دست خواهد یافت. دوستانش نیز گفتند که پس از تزریق خون دیگران به خود نه تنها بسیار جذاب تر شده بلکه طاسی سرش از بین رفته است. وی که خون های تزریقی به خود را آزمایش نمی کرد در اثر تزریق خون های آلوده به مالاریا و سل به خود جانش را از دست داد.

۱۴- مکس والیر

مکس ویلر یک متخصص راکت در دهه ی ۱۹۲۰ بود که راکت های با سوخت دینامیت را روی هر چیزی از گلایدر گرفته تا سورتمه و حتی ماشین های مسابقه سوار می کرد. اما علاقه ی شدید او به سرعت او را به سمت اختراع یک سوخت بسیار کارآمدتر سوق داد: سوخت مایع راکت. تست های اولیه او بر روی موتورهایی که خود ساخته بود با لوله های باز آزمایش شد که سوخت به صورت دستی به آنها اضافه می شد. آزمایش کنندگان هیچ لباس و تجهیزات محافظتی یا حتی عینک خاصی نداشتند و درست در کنار مخزن احتراق می نشستند. در یکی از روزهای سال ۱۹۲۰، یکی از این آزمایشات انفجار در مخزن احتراق باعث شد که تکه ای آهن در قلب والیر فرو برود و بدین ترتیب مکس والیر در دم جان سپرد.

۱۵- ویلیام بولاک

دستگاه چاپ پرسی اختراع بسیار مفیدی بود و در سال ۱۸۶۵، ویلیام بولاک با ایجاد تغییراتی در دستگاه های چاپ پرسی قدیمی کمک بزرگی به صنعت رسانه ای کرده و باعث گردید که روزنامه ها با سرعت بسیار بیشتری تولید شده و به بازار عرضه شوند. بولاک ماشین های چاپش را خود سرویس و نصب می کرد. روزی از روزها که وی داشت یکی از دستگاه هایش را نصب می کرد یکی از پاهایش زیر دستگاه گیر کرده و در نتیجه ی ضربه ی آن خرد شد. چند روز بعد بولاک در حین عمل جراحی برای قطع کردن پایش جان داد.

۱۶- فرانسیس ادگار استنلی

تصور کنید که یک کتری با سرعتی نزدیک به ۲۰۰ کیلومتر در ساعت در خیابان در حال حرکت باشد، این همانی است که می توان آن را میراث برادران استنلی، فرانسیس و فریلن دانست. خودروهای بخار شاید امروز چیزهای بی معنی بنظر برسند اما در سال ۱۹۰۶ خودرو بخار آن ها با طی مسافت یک مایلی در ۲۸ ثانیه رکورد سرعت در روی کره زمین را شکست. توسعه موتورهای گازی و شهرت خودرو مدل تی فورد مانع از رسیدن خودروهای بخار برادران استنلی بدست مردم شد اما فرانسیس همچنان رویای یک خودرو بخار تجاری را در سر داشت. در سال ۱۹۱۸ فرانسیس در حالی که سوار بر یکی از خودروهای بخار خود در یک جاده کوهستانی حرکت می کرد برای برخورد نکردن با یک مانع کوچک فرمان را چرخاند و در نتیجه با خاکریز کنار جاده برخورد کرده و در دم جان داد.

۱۷- کارل سوچک

در سال ۱۹۸۵، کارل سوچک که یک بدلکار کانادایی بود تلاش داشت که یک بدلکاری دیوانه وار انجام دهد. سوچک سال قبل از آن توانسته بود با قرار گرفتن در درون یک بشکه از آبشار نیاگارا به پایین پرت شده و زنده بماند اما بدلکاری جدید او بسیار دیوانه وارتر بود. در مقابل چشمان ۳۵٫۰۰۰ تماشاگر، وی وارد یک بشکه بزرگ ساخته خودش شده و از دستیارانش خواست که او را از ارتفاع ۱۸۰ متری به سمت یک محفظه ی آبی به عمق ۹ فوت و عرض ۱۲ فوت پرت کنند. برنامه طبق نقشه پیش نرفت و بشکه شروع به لرزیدن و خارج شدن از مسیر اصلی خود کرد و در نهایت با لبه ی محفظه ی آبی برخورد نمود. بدین ترتیب در نتیجه ی این برخورد، جمجمه سوچک شکسته و سینه و شکم او پاره شد. وی زنده بود و از بشکه بیرون آورده شد اما بلافاصله جان سپرد.

۱۸- اوتو لیلینتال

همه بر این باورندکه برادران رایت پدر هوانوردی هستند اما اگر اوتو لیلینتال به اندازه کافی زنده می ماند شاید این لقب اکنون در اختیار او می بود. سال ها قبل از آن که برادران رایت به ساخت هواپیما فکر کنند، لیلینتال با استفاده از گلایدرهایی که خود می ساخت سفر می کرد. وی در قرن نوزدهم توانست ۱۵ وسیله ی پروازی تک باله و سه نسخه ی دو باله طراحی کند. در سال ۱۸۹۶، یکی از اختراعات او با زمین برخورد کرد و این موضوع باعث وارد آمدن آسیب جدی به وی شد که دو روز بعد باعث مرگ وی گردید.

۱۹- فرانتس ریشله

فرانتز ریشله فرانسوی که اصلیتی اتریشی داشت مردی بود که از هیچ چیز نمی ترسید، سررشته ای در مهندسی مکانیک نداشت و کارهای خطرناک بسیاری می کرد. وی خیاطی بود که با دوختن چند تکه پارچه به هم یک لباس شبیه چتر نجات ساخته بود که در زمستان سال ۱۹۱۲ مردم شهر پاریس در کنار برج ایفل برای تماشای آزمایش آن جمع شده بودند. به آن ها گفته شده بود که از یک آدمک برای تست این وسیله ی پروازی استفاده خواهد شد اما خیلی زود ریشله اعلام کرد که خود پرش را انجام خواهد داد. در ارتفاع ۲۰۰ پایی برج ایفل وی وارد لباس مخصوص خود شده و مانند بتمن به سمت زمین شیرجه رفت و در برخورد با چمن جان سپرد. جالب اینکه از این واقعه فیلم برداری نیز شده بود.

 

 

 

 

#روزیاتو


برچسب ها :
دسته بندی : اسلاید اصلی , حوادث
ارسال دیدگاه